خرید بک لینک
امرووووووووووووز من یه سوتی دادم سر کلاس خانوم بامداد که تا عمر دارم یادم نمیرهههههه :دی

انقد خندیدم دلم درد گرفته بود و فقط اشک از چشام میومد بقیه هم حال بهتری نسبت به من نداشتن

اما حالا بشنوین قضیه از چی قراره!!

امروز جامو با محدثه عوض کردم تا بشینم پیش گیتا و طبق عادت همیشگیم (که خودم روی صندلی خودم داشتم ) پامو گذاشتم روی میله ی صندلی محدثه اما نمیدونم چرا یه دفعه پام از بین میله های زیر صندلیش افتاد بین میله ها :دی اقا هر کاری کردم هر چقد با این صندلی کشتی گرفتم این پاها مگه از بین میله هااااااااا در میوووووووووومد!!

خلاصه بعدش مینا و زهرا اومدن بالاخره بعد ازیک ربع کلنجار رفتن با این صندلی و طی انجام یک سری امدا رسانی :دی (دکی دکیا :دی ) در نهایت این پاهای بیچاره ی منو از لای میله ها در اوردن ولی کلاس دیگه منفجر شده بود از خنده :دی :دی :دی

روح همه ی بچه های کلاسو شاد کردم ینی با اینکارم خخخخخخخخخخخخ

برچسب: نویسنده: آرین محمدی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 21:10

صفحه بندی